فانوس خیس-حرف های دل(این وبلاگ مال منو زهراست)

(لطفا رمانی که با عنوان نبض زندگی گذاشتیم بخونید و نظر بدین*این رمان برگرفته از سر نوشت یک شخصه.با کمی تغییرات[این داستان واقعیس

نبض زندگی با تو فصل 1


- حوصلم سر رفت.پاشو بریم یه دوری این طرفا بزنیم.
- فعلا حوصلشو ندارم
- بمیری ایشالّا،پاشو رها
- نه نمیام خودت برو
- به درک
...
 
 اگه میخواهید بقیشو بخونید(فصل1) دکمه ҉"ادامه رمان" ҉رو بزنید


نبض زندگی با تو فصل 2


تا صبح اصلا نتونستم بخوابم فکرم فقط مشغول حرفای روهان بود ....ای خدا ابراز احساساتش منو کشته دو کلمه مقدمه چینی کرد مثلا بعد یهو صحرا دوست دارم!!!!!!بـع...!
صدای زنگ گوشیم که بلند شد تازه یادم افتاد دانشگاه دارم.....به ساعت گوشیم که نگا کردم  دیدم فقط 1.5 ساعت  خوابیدم  ُوای نه من خواب میــــــــاد....بالاخره با هر جون کندنی بود پا شدم تا حاضر شم ُبزک بوزکو بیخیال شدم و با چشای یکی باز یکی بسته لباسمو پوشدم ُصبحانه رو ام بیخیال شدم.چون حوصله رانندگی نداشتم به اژانس زنگ زدم....
....
 اگه میخواهید بقیشو بخونید(فصل2) دکمه ҉"ادامه رمان" ҉رو بزنید




[ سه شنبه 14 آبان 1392 ] [ 06:35 ب.ظ ] [ زهرا ! ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات